۱. یک راهحل پسندیده برای زودتر خوابیدن پیدا کردم٬ ابتدا یک مقاله انگلیسی تخصصی پیدا کنید و با کمک دیکشنری( ترجیحاً لانگمن) تمام لغات آنرا پیدا کنید٬ سپس جملات مثال دیکشنری را حفظ نموده و با خود تکرار کنید٬ اگر تلفط لغتی را نمیدانید به سیدی رجوع و تلفظ آن کلمه و جملههای مثالش را به خاطر بسپارید٬ چنانچه در حین جستجو به کلمات زیبا و کاربردی جدیدی برخوردید آنکلمه و جملات مربوطش را نیز دنبال کنید... شرط لازم این است که مقاله کار درسی شما نباشد٬ تکلیف کلاس هم نباشد٬ فقط آنرا پیدا کرده باشید...بعد از این مراحل اگر دیوانه نشدید حتماً میخوابید.
2. دچار یک نوع سرماخوردگی خاص شدم که ویروسش شبها فعال میشود٬ حدود ساعت 10 تا 3. خانم روانشناس معتقدند سرماخوردگی ویروسی نیست و یک بیماری عاطفیست٬ پس باید بگویم من از ساعت 10 شب تا 3 صبح به طور عاطفی سرما خوردهام!
3. کتابهای نمایشگاه روی تخت٬ از هر کدام یک داستان٬ وسطشان یک ورق یا مداد٬ نصف شب از صدای افتادنشان از خواب بپری٬ یا از تیزی نوک یک مداد توی کمرت...روزهای خوب و خوشیست٬ یادم باشد.
4.دفعه اول که "نزدیکی" را خواندم به نظرم جالب نیامد! فکر میکنم آن زمان عاشق بودم و از خواندن چنین اعترافاتی احساس عدم امنیت کردم... این جمله را ببینید: « ما خودمان میدانیم چه دوست داریم و گاهی اوقات خطاها و کجرویهایمان آشکار کننده خواستههای ماست.» فوقالعاده نیست؟ یا اینیکی: « آخر من مگر دیوانهام که به چنین چیزهایی حسادت کنم؟ به هر نوع بیهودگی و عیاشی!» به هر نوع! به نظرم ورژن مردانه دفترچه ممنوع است٬ پوستکندهتر...
5. یک وقتی باید از بعضی کامنتگذارها تشکر کرد٬ نه؟ مثل همین آقای پاپتی که پستهای ما را حفظ میکنند٬ بعد وقتی یکجایی مینویسیم مانتو دوختیم بلافاصله کامنت میگذارند هی هی مگه نگفتی مانتو دوختن صرف نمیکنه؟؟؟ بعد من فکر میکنم چقدر ضایع! یعنی اینم گفتم؟ به هر حال خوشحالیم از زحمت حضور و دقت بالای شما.
6. مشکل از ماست که فرصتی برای بد بودن به آدمها نمیدهیم٬ فرصتی برای آن روی شیطانی... خدا ساختهایم و به هیچ قیمتی هم باور نمیکنیم خدای ما اشتباه کند... اینکه بپذیریم هر آدمی در درونش شیطانی دارد بیش از همه باعث آرامش خودمان خواهد بود... پس تو ای خیاطباشی کچل! به شیطان درون انسانها هم احترام بگذار!
+
تاريخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 0:10 توسط خیاط باشی
|