به لطف و به نام گل سرخ ،به بازي بهترين پست دعوت شدم، ديروز كلي از مطالب آرشيوم را خواندم و خوب! دروغ چرا؟ اكثر پستهايم را دوست داشتم!! وقت لازمه تا از اين توهم و خودشيفتگي حاد بيرون بيام و يه تصميم عاقلانه بگيرم! معتقدم من هنوزبهترين پستم را ننوشتم،ولي بازي تاريخ انقضا دارد!!
علي الحساب بايد بگويم اين پستم را حسي دوست درام و اين يكي را منطقي، اين فقط اشكم را در مي آورد ولي خاطره است، دوستش دارم...(البته خوب مي دونيد پستها مثل بچه هاي آدم مي مونن آدم همه بچه هاشو دوست داره و...تريپ بازيگرا
)
بيشتر از اين نمي خواهم به گذشته برگزدم، همينها كه خواندم كافيست.
دعوتم از آبي كوچك آرامش است، پاپتي، ندا ، چهار ستاره مانده به صبح ، نوشين (دعوت شدي قبلاً؟)، اي هفت سالگي ، در مكاني خلوت و مهتاب مهربان كه اين روزها خسته است. شما هم اگه میشد از دنیای یک ایرانی یه پست انتخاب می کردین عالی بود،من ديگه آرشيوش رو ندارم.
بيشتراز تعداد نوشتم چون يادم نيست بهترين پست همه رو خونده باشم یا اینکه قبلاً دعوت شدن...اين بازيها جداً ذهن آدم را به كار مي گيرند...دو روز است دارم اين پست را اديت مي كنم!
پ.ن.اين پست هي به روز ميشه چون دوست دارم بازم دعوت كنم،هر كي دوست داره بياد بازي بگه اضافش كنم!مثل يار كشي:)
بعداً نوشت:دعوتنامه براي شادي تا بي نهايت.
+
تاريخ یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 0:45 توسط خیاط باشی
|