به شدت می خوام قالب اینجا رو عوض کنم، آخر خنثی است!!
خیاطی یکی از مشاغل اعصاب خرد کن است،واقعا حوصله می خواهد ،هزار و یک خم وچم دارد،ساده ترین کارها مثل دوخت مستقیم درز ها میتواند به یک مصیبت تبدیل شود!!جایی که حس می کنی همه چیز تمام شده تازه صد تا خرده کاری باقی مانده!!
امروز مزون نرفتم ولی کاش رفته بودم،بیکاری دست و پایم را فلج می کند ...هیچ به درسهایم هم نرسیدم فقط مثل جسد این طرف آنطرف ولو بودم!!از دو روز زندگی کنار ۳۰ ۴۰ نفر یکدفعه بیایی خانه و تنها با مادر بمانی همینطور دپرس وآش و لاش می شوی!!و البته چاق!!نمی دانم چرا اینقدر می خورم...
می خواهم یک پارچه مخصوص کت و شلوار بگیرم ،پارچه برای کت و شلوار و دامن کوتاه حدود ۳ متر است که اول باید به اندازه شلوار پارچه را جدا کرد ،بعد دامن و در آخر کت!برای دختران و جوانان کت با یقه ایستاده و آستین سه ربع مناسب تر است و یقه انگلیسی برای سنین بالاتر...
من خیلی کندم در دوخت یک لباس کامل برای خودم یا هر کس،ولی در مزون چون کارها تقسیم میشود سریعتر پیش می رویم ولی رویم نمی شود لباسهای خودم را به مزون ببرم،برای همین لباس خودم ایزابل و مادر مانده....
شاعر می گه: ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش....
+
تاريخ دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 20:3 توسط خیاط باشی