سریع بگم چون باید برم سر کار.آستر کشی می دونین چیه؟؟
یه سری پارچه رو بدون آستر نمی شه دوخت،مثل پارچه های کار شده،تورها،گیپور...،خوب برای همین باید یک پارچه را به عنوان آستری انتخاب کرد که معمولا ساتن است. برای دوخت نمی شه پارچه و آسترش را جدا دوخت و بعد به هم وصل کرد بلکه باید با هم دوخته شوند تا کیس نکند.خوب؟
حالا من یه عکس گذاشتم ،این پارچه گیپور و آسترش است که اول گیپور را می بریم طبق الگو بعد آسترش را از رو گیپوره بریدیم نه الگو! بعد این دو را با کوکهای درشت به هم وصل می کنیم و تا آخر آخر دوخت جدا نمی کنیم!می بینید که روی میز،صاف صاف باید پهن شوند تا هیچکدام از پارچه ها جمع نشود.این هم نمونه آستر کشی ،البته تمیز تر از این هم میشه زد ،اینو وسط کار یکی بهم کمک کرد بعدم جمع کرد من دوباره سریع پهنش کردم یه کم مچاله به نظر می رسه،ولی در کل باید هیچ جا چین خوردگی نداشته باشید.
بهترین نوع ساتن ،ساتن مات امریکایی و برژه فرانسه است،ساتن کش اصلا پارچۀ خوبی نیست،لک می اندازد،نخ کش می شود،جای دوخت را نشان میدهد.تحت هیچ شرایطی نخرید!
فعلا--------
تکمیلی(پاسخ یه سؤالات):
گیپور و آستر را از همان اول برش که آستر کشی می کنیم دیگر جدا نمی کنیم،و هر دو را با هم می دوزیم تا آستر زیر گیپور مچاله یا کشیده نشود،خوب؟آخر آخر کار می توانیم کوکهای آستر کشی را جدا کنیم.
شال حریر را اگر پارچه کم دارید یک لا هم میشه دوخت فقط اگر بخواهید گوشه هایش کار کنید باید با نخ نامرئی بدوزید که پشت شال نما نداشته باشد،حسن شال دولا به این است که وقتی با گلهای لباس روی آن کار می کنید یامنجق ملیله میدوزید نخهایش پیدا نمی شود.
دیگر اینکه آستر پارچه گیپور یاتور،یا هر پارچه ای که آستر ش پیدا است همین دو نوع که گفتم بهترین است،ساتن مات محکمتر و به اصطلاح شق و رق است.آستری دامن یا کت ساتن نیست که،آستر است،مهمم نیست هرنوع باشد،قیمتش ۱۰۰۰ تا ۱۱۰۰ بیشتر نیست.
دیگه؟
+
تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 8:8 توسط خیاط باشی
|
واقعا آقای ده نمکی چه فکری کرده که جلوی ملت به داوران جشنواره اینطور توهین می کند؟؟راستی راستی فکر می کند فیلمش یک شاهکار است؟؟
از نظر من اخراجی ها هیچ محتوایی نداشت!تمام مدت فیلم، ذهن و گوشَت را تیز می کردی که متلک ها و تیکه های اکبر عبدی و امین حیائی و ارژنگ را بگیری و به موقع بخندی!فیلمی بود که هیچ جایی برای عمیق شدن نداشت،سطحی،بدون هیچ دیالوگ زیبا و تفکر بر انگیزی،از همان ابتدا تا آخرش را خواندیم و هر چه به دنبال مفهومی زیبا و بدیع گشتیم چیزی چشممان را نگرفت...با وجود فیلم "لیلی با من است " ،"اخراجی ها" ساختن نداشت،اصلا هم تابو شکنی نبود!
صحنه های جنگی اش که دیگر فوق مسخره بود!معبرمیدان مین را کامبیز دیرباز ،باز میکند:"بیایید"!!بعد همینطور ییهو میروید به یک بیمارستان صحرایی که تانک می آید تو!همه توی چادرند متعجب تانک را نگاه می کنند انگار بیرون کسی نبوده بگوید تانک آمده...این صحنه هایش واقعا خنده دار بود!
سبک بود!!خیلی سبک!یا آقای ده نمکی تا الان فیلم سنگین ندیده یا ...!! هنوز برایم عجیب است چرا به عدم انتخابش اعتراض داشته! حتی در مورد بازیگرها هیچ حقی نداشت،n تا بازیگر فوق العاده خوب را در فیلم داشتن، نقش را تقسیم می کند،مگر چقدر بازی کردند هر کدام؟؟صحنه حسی دیدید شما؟؟به نظر من که همه بازیگرهای این فیلم خودشان فهمیدند شایسته انتخاب نبودند...
چرا از نظر تماشاچی ها بهترین بوده؟؟چون تماشاچی تمام فیلم قهقهه می زند ،تکه هایش را یاد می گیردو...همین امروز هم توی سینما همه خندیدیم ولی کداممان بعد از فیلم به آن فکر کردیم؟؟فیلم "یک تکه نان" را که دیدم تا فردایش ذهنم درگیر بود،تا الان هم ویژگی یک انسان بکر را در ذهنم مرور می کنم!آژانس شیشه ای،تا سالهای سال یک فیلم ناب می ماند،به رنگ خدا،لیلی با من است،خیلی دور خیلی نزدیک،کافه ترانزیت ،به نام پدر،مارمولک و همه فیلمهای برگزیده جشنواره های قبل...تروخدا کمی مقایسه کنید،همه اینها حداقل یک واژه ،یک مفهوم داشتند که من تا آخر عمر یادم بماند، اخراجی ها چه داشت برای به فکر فرو رفتن من؟؟این انتظار زیادی ست؟ما که سینمایی نبودیم ضایع بودن صحنه های جنگی تان را فهمیدیم،انتظار زیادی بود کمی به شعور ما بها می دادید؟؟
من خیاطم جناب ده نمکی،فیلمساز نیستم!ولی فیلم زیاد می بینم و به همه قسمتهای فیلم توجه می کنم،می فهمم فرق بین فیلم خوب و ممتاز را.
پ.ن.۱)این یارو مصطفی بود؟تریپ مشکیه که وقتی آرپی جی می زد تیر خورد،نمی شد اون دست خالکوبیش که دعا کرد خدایا خودت پاکش کن قطع می شد؟؟یا تیر می خورد تو خالکوبیه؟؟
پ.ن.۲)فردا می روم مزون،از فردا دوباره خیاط می شوم:)
+
تاريخ دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 20:59 توسط خیاط باشی
|
سطح ۲:
چِرت: در جاهایی از لباس مثل زیر یقه انگلیسی یا جاهایی که سه جاف دارد برشهای نیم سانتی می زنیم تا پارچه را به راحتی به رو برگردانیم و قلمبه نشود به اصطلاح می گوییم چرت می زنیم،اینم عکسش
اوزمان: گشاد کردن قسمتی از دامن،مثلا دامن فون شماره n را از پایین ساسون(پنس) 15 سانت اوزمان می دهیم یعنی 15سانت پایینش گشاد می شود.
سطح 1:
برای افراد چاق درز آستین را روی درز پهلو نمی گذاریم،چه کار می کنیم؟؟یک سانت جلوتر می گذاریم تا حرکت دست آسان باشد.در آستین همیشه گودی قسمت جلو بیشتر است،یعنی اگر نمی دانید این آستین جلو و پشتش کدام است،روی آستین طرفی ست که هلالش بیشتر است. ایرادهای حلقه آستین خیلی روی لباس تاثیر می گذارد.
سطح 3:
همه توضیحات ابتدایی رو گفتم تقریبا،تشریف بیارین سطح 2!البته قبلش یه امتحانی می گیرم.
خوب حالا خیاطی بسه،وای من امروز از 1 تا 4 بازی کردم، گیم زدیم دوبل،تک،دوبل تک...و خودمان را خفه کردیم ،این سولماز و سمیه با آن حرکتهای موزونشان سر هر امتیاز بی نهایت من را خنداندند،خیلی خوش گذشت!صبح هم خدمت استاد بودیم یه سری پرت و پلا فرمودند منهم گفتم باشه باشه و رفت تا بعد عید!راستی برای من سؤال است بعضی ها چگونه به درجه استادی می رسند؟؟از اول پروژه هر روز بیشتر ایمان پیدا می کنم بیسواد است!بیسواد نه اینکه کم سوادها!!بیـــــــــسوات!
هان یک نکته دیگر:برای شام سرپایی یه غذا پیدا کردم،نان تست می خری،2 تا تخم مرغ و یه استکان شیر را هم می زنی ،نانها را یکی یکی در تخم مرغ می خوابانی و بعد سرخ می کنی!برای صبحانه هم وقتی بچه ها تخم مرغ نمی خورند خوب است.من که خیلی دوست داشتم،ایزابل چاقالو هم که همه چیز دوست دارد...
فعلا خداحافظ:)
چقدر حرف داشتم!
+
تاريخ یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 18:4 توسط خیاط باشی
|
می دانید،همه حق زیر قبای شما نیست!به خاطر خرده حقی که در پشت و پسل های زندگی تان یافته اید،جهان را زیر و رو نکنید!مطمئن باشید نمونه های فراوانی مانند شما در این دنیا و حتی در این کشور وجود دارند،شما تنها موجودی ایران نیستید...
دورۀ فردگرایی و قداست بخشی به یک تفکر فردی گذشته است،آنچه نجات دهندۀ من و شماست تفکر مشترک و سالم یک محفل است،محفلی از هزار رنگ ، با هزار عقیدۀ گوناگون.
دقت کنید!انقلابی که اتفاق افتاد نیز اساسش همین نگرش بود،رهبرش هرگز مانند شما فکر نکرد،شما تاریخ را هر طور خواستید نوشته اید،به هوای همان خرده حقها...بتهایی ساختید و تا سر حد خدا مقدسشان کردید که ما بپرستیم و جرات نداشته باشیم به حقانیتشان فکر کنیم وخدا گم شود در این میان...
اکنون نیز تحول به اتکای یک فکر و یک فرد واحد امکان ندارد.
پ.ن.1) اینجا خیاطی می کنم،آن خانه حرف از پایان نامه و درس است،اینجا عاشقم؟آنجا عشق را ترک کرده ام؟کجا معصومم؟کجا بی دین و بی نماز؟احساس می کنم گرفتار چندین شخصیت شدم!در می مانم پستهایم را در کدام خانه ام بگذارم تا به تصویر ذهنی دیگران خدشه ای وارد نشود...همه تصاویر واقعی و مجازی را رها کنم؟؟دفتر خیاطی ام چه می شود؟؟
آشفته بازاریست درون ذهنم...
پ.ن.2)خدای مهربان،نباید این را بگویم ولی چند وقتی است دلم برایت تنگ شده!کسی نیست من و تو را آشتی دهد؟
+
تاريخ پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 14:16 توسط خیاط باشی
|
سطح ۱:
بهتر است برای شلوار یک الگو بکشید تا یه سایز بیشتر و کمتر هم قابل استفاده است،نحوه انداخت الگو رو پارچه را ببینید.پایین الگو را ببینید چقدر با لب پارچه فاصله دارد،نقطه اصلی تنظیم شلواردر این مرحله پایین پایش است.خوب بعداز برش باید به این صورت که می بینید شلوار را تا بزنیم ،تیزیی خشتک(معادلی پیدا نکردم) نقطه تنظیم است،حالا همینطوری اتو می کنیم،شلوار را باید قبل از دوخت خط انداخت. برش قسمت بعد هم به این صورته فقط برای جای زیپ اینقدر اضافه میذاریم و به این شکل هم تا میزنیم تا اتو کنیم.
دوختش خیلی سخته خوب بلد نیستم!
فعلا
+
تاريخ دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 22:23 توسط خیاط باشی
|
شعار روز:
ای کسانی که ایمان آوردید یا نیاوردید، پارچه نخرید مگر اینکه مدل لباستان را انتخاب کرده باشید.
تبصره: حالا اگر از خیابون زرتشت(یا گاندی) رد شدید ، پول هم داشتید و جلوی یک مغازه پارچه ای دیدید وفلج شدید،چند حالت دارد:
- عاشق پارچه کار شدۀ پر از ملیله و منجق و... شدید در این حالت اگر لاغرید ۶۰ سانت و اگر چاقید ۸۰ سانت و اگر آستین و یقه هم می خواهید یک متر بخرید. ۶۰ سانت برای یک مدل پیراهن بالاتنه دکلته کافیست و با همان مقدار هم می توان رو ی دامن یا شالش کار کرد.
- یک پارچه کت و دامنی چشمتان را گرفته،در این حالت ۳ متر بخرید،برای یک کت یک دامن تنگ کوتاه و یک شلوار.
- حریر و ساتن هم همیشه همه جا هست،خودتان را کنترل کنید!(سخته ها،چون خودم یه حریر پوست پیازی را تحت جو خریدم و حالا باید برایش کت بدوزم!!)
پ.ن.عقربه های ساعت را اگر چشم ازشان برداریم گاهی به عقب هم حرکت می کنند،مخصوصا این کوچیکه ثانیه شمار،خیلی وقتها کم فروشی میکند...تا وقتی نگاهش می کنم دقیق است،سرم را که بر می گردانم دو تا یکی جلو یا عقب می رود لی لی می کند،گاهی وقتها هم می جهد...
+
تاريخ جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 18:28 توسط خیاط باشی
|
امروز روز دیوانگی مان بود!مثل ورونیکا و دوستش که از ویلت فرار کردند ...تو کتابخانه بلند بلند حرف زدیم،نشستیم خرت خرت چیپس فلفلی خوردیم!از ویلا پیتزا گرفتیم تا ونک با اتوبوس بارکشی کردیم!توی اتوبوس بلند بلند حرف زدیم ،آهنگهای موبایلمان را به هم نشان دادیم!توی خیابون قه قهه زدیم توی پارک روی زمین نشستیم و پیتزا خوردیم،سالادمان را هم با دست خوردیم!تازه رفتیم توی یک مغازه کفشها را پوشیدیم و هیچی نخریده آمدیم بیرون...توی تاکسی هم خانومه گفت این دخترها را باید از گیسهاشان آویزان کرد و ما آنجا از همه دختران گیس بلند و گیس کوتاه دفاع کردیم!!خلاصه همه کارهای بی کلاس و خارج از دیسیپلین...
توی سال حداقل یک روز را باید دیوانه بود،به هیچ کس و هیچ قانونی توجه نکرد ، مثل اسب خندید و از زندگی لذت برد!!امروز روز دیوانگی من بود!دیوانگی ام مبارک
+
تاريخ پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 20:41 توسط خیاط باشی
امروز با دوستهام هستم!احتمالا خوش می گذره،هیچ حوصله خیاطی ندارم وکلا حوصله هیچ چیز!امکان داره حضور زهره و سمیه شادم کنه؟؟ببینیم چی می شه...
یه چیز جالب بگم،از وقتی یکم از خیاطی سر در آوردم حالم از همه لباسهام بهم می خوره ،فکر می کنم همشون بد ترکیب و زشتن!!
+
تاريخ پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 8:40 توسط خیاط باشی





خوب اینم چند مدل کت ودامن بهاره با یقه های متفاوت، به درجیبها هم توجه کنید،مدل دامنها اکثرا تنگ بلند یا کوتاهه...مدل سبزه رو ببینید؟خیلی قشنگه واسه مامانها!خودم دلم خواست واسه مامانم بدوزم.
خانوم فاطمه گفتن یقه انگلیسی و آمریکایی رو یاد بدم،حتما!ولی باید یه روش پیدا کنم قابل فهم باشه واسه همه،یا وقتی دارم یکیشو می دوزم از همه مراحل عکس بگیرم.یه کم صبر کنید،چشم.
یه کتاب خیاطی بدون الگو هست به نام فیروزه،نویسندش هم خانوم فیروزه ترغازه هستند.۳ جلده و به نظر من خیلی ساده و زیبا توضیح داده شده و همه مدلها رو هم داره!خیلی برام جالب بود که دوخت پرده و رو مبلی اونم مبلهای مختلف رو توضیح داده...قیمت ۳ جلدش ۸۵۰۰ هست،در خانه داشته باشد بد نیست.
+
تاريخ سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 18:46 توسط خیاط باشی
|
یه ساعتی داشتم پست آموزشی می نوشتم در سطوح مختلف و جوابهای شما که نمی دونم چی شد پرید،از صبحم رو شانس نیستم،چرخ سردوزم قاط زد همه کارام موند،تاکسی تو راه پنچر شد و...
حالا جواب ها رو میدم:
عادله جان لباست حاضره بیا ببر;) قاب بگیرم یا پرینتش کافیه؟؟بابا من شاگردم،یه لباس این مدلی رو حداقل 10 روز کارمه بدوزم اونم اگه خراب نکنم!تو مزون حسنش اینه که همه مهارتی رو تمرین می کنی یه لباس به سرعت تکمیل می شه ولی همش به دست یه نفر نیست،اگه یه چیزی رو یکی اشتباه بدوزه یه نفر دیگه می شکافه تا طرف گریش نگیره:)
آتا: حریر من ملانژ و ارگانزا می شناسم که اولی لخته دومی آهار داره و براقتره (واسه لباس عروس)،لباس پایینی رو می بینی؟یه دامن 6 ترکه که بین ترکهاش حریر حلزونی دوخته شده،حریر رو اگه با یه پارچه ترکیبی دامن کنی زیباتره،مثل ساتن.حریر خالی هم یه مدل تو آرشیو هست قشنگه،ببین.(مدل لباس)مدلهایی که حریر رو ساتن جمع میشه(کج) و یه گل میخوره قدیمی شده.به هر حال تا مدل ندارین پارچه نخرین.اینو بعدا به صورت شعار روز اصلاح می کنم...
کت و دامن هم باید از تو ژورنال تو مزون عکس بگیرم تو اینترنت ندیدم
دیگه؟
پ.ن.
- ایزابل شخصیت سازگار و تا حدی کاریزماتیک داره،تو گروه بندی کلاس با شاگرد ساکتهاو ضعیفها میندازنش!همش داره حرص می خوره که گروهمون عقب مونده ...بچم پیر شد!!
- وقتی می گه "من دیگه خسته شدم بسکه دلم بارونیه" می خوام بمیرم از بس با حس می خونه...ترک 4 هم که دیگه ترکونده ...
- عفت چیه؟؟گاهی بعض واژه ها برام کاملا بی معنا میشن!!
- یه بار دیگه خداحافظ،قبل اینکه ازقداست و شکوهت در نظرم کم شه...
- ببخشید خیلی بی ربط بود،روحم نیاز به چندتا کوک داشت...
+
تاريخ دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 16:51 توسط خیاط باشی
|
+
تاريخ شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 16:0 توسط خیاط باشی
|
سلام
سطح ۱:
برای اینکه کت خوش دوخت شود لازم است همه ساسونها برش بخورد،یعنی یه کت حدود۶ تا ۷ درز دارد،با پارچه های نازک کت و شلوار ندوزید اگر هم خیلی دلتون خواست لازم است از لایی استفاده کنید،لایی چسب معمولی نه ها،تازه باید خیلی دقیق اتو شود.بعد امروز یقه انگلیسی رو کامل یاد گرفتم!!خوشمان آمد!یعنی می دونین تا آخرش نمی فهمی این چه جوری می شه اون یقه توپ! هزار مرحله داشت و اتو مهمترین مرحله...
دامن کله قندی وچاک جلو هم تازگیها زیاد دوختیم،برای سنین ۳۰ ۴۰ سال.همان دامن تنگ است بلند و چاک روی ساسون جلو تا زانو،بعد از پارچه کارشده یا توری تاپ یه مثلث روی چاک می دوزیم.
سطح۲:
اینو یه بار دیگه هم گفتم،کت اسپرت برای دخترها بهتر است، یقه ایستاده دارد و آستینش هم سه رب با لبه پاکتی قشنگتر است.یقه انگلیسی زنانه است،اشرف السادات به دخترها که می خواهند کت بدوزند می گوید حالا حالا ها وقت هست واسه یقه انگلیسی:) بعد سر این پاکت سر دستش قوزفیش میشی اساسی!
سطح۳:
انگشتدانه(سفارشی): یه چیزیه سر انگشت می ذارن،فلزیه تا ته سوزن رو فشار بدن بره تو پارچه دستشون زخم نشه.
متر:دور گردن می اندازند و شدیدا حس میده،کاربردهای دیگرش در ریاضی علوم دبستان آمده.
بشکاف: یه چیزی مثل Undo
پ.ن.خانم ندا چرخ سردوز پایین ژانومه است،چرخ پروانه هم کارش خوب است ارزانتر است و لی تنظیم هردو پیچیده است.
+
تاريخ پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 21:36 توسط خیاط باشی
|
خیلی حرفه ها،قبض موبایلت در عرض ۴ ماه ۳۰ تومن کم شه!.......همه فکر می کنن صرفه جویی کردی در حالیکه نـــــــه!!تو فقط تنها شدی!
بعد همه بگن خدا آدمو تنها نمی ذاره در حالیکه نمی دونن تو با خدا هم بهم زدی...سنگینه ها!پارسال این موقع یه دختر شادو سرخوش و پر از رویا...امسال یه خیاط پیر خسته!!می بینی چرخ روزگار رو؟؟
تصمیمهای بزرگ آدم رو پیر می کنه...دل کندنها رویاهامو ازم گرفته،شب سخت می خوابم چون رویای شیرینی پیدا نمی کنم تا با فکر کردن بهش خوابم ببره... بدجوریه،می فهمی؟کتابم نمیشه خوند بابا!از عشقولانه بازیهاش آدم عوقش می گیره...فیلمم همینه!
هی،کجایی مهتاب! تو هم اگر مثل من نمی تونستی بری فرانسه به من حق می دادی کم بیارم!شک نکن!!گریه؟؟عمرا گریه کنم!!نور این لبتاپه اذیت می کنه!
+
تاريخ چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 22:58 توسط خیاط باشی
سلام
سطح۱:
می دونید بهترین مدل برای پالتو چیه؟؟یه کت کوتاه با دو تا برش ودرز وسط در پشت و یک دامن فون شماره ۴ برای پایین تنه که درزش به جای پشت دامن جلو باشدو به جای درز پشت یک پیلی بخورد،انگار درپایین تنه پالتو الگوی پشت را روی دو لای پارچه می گذاریم و الگوی جلو را رو سر ترکی. بین کت کوتاه و دامن فون یک کمر ۳ ۴ سانتی می دهیم و یقه هم انگلیسی باز زیباتر است.پالتو آستر کشی کامل می خواهد،جنس آستر باید با دوام باشد.آستین پالتو مانند آستین کت دو تکه است چرا که زیباتر می ایستد.
سطح ۲:
ساسون یا پنس: یه مثلث متساوی ساقین روی کمر دامن یا شلوار یا یه لوزی دراز روی سینه که برش نخورده ولی دوخته می شه تا فرم بدن رو به لباس بده،مثلا گودی کمر شما با گرفتن دو پنس لوزی مانند در دو طرف ستون فقراتتان روی لباس نشان داده می شود،یا گودی زیر سینه .البته خیلی از خیاطها پنسهای رو ی سینه را برش می دهند تا دستشان باز باشدبرای گشادی و تنگی هی لوزی را باز و بسته نکنند والبته خوش دوخت تر هم هست.
اگر لباسی دارید که زیر سینه آن کیس میکند می توانید پنسش رو بیشتر بدوزید به راحتی به تنتان می چسبد. یا اگر کمرش خوش فرم نیست و گشاد است دو پنس پشت را تنگتر کنید.اگر این گشادی ها زیاد است نه ها،در حد یکی دو سانت!برای دامن و شلوار هم همینطور ولی اگر کمرشان یه نوار جداست زحمتش زیاد است بی خیال شوید.دیگه؟؟؟فعلا یادم نمیاد ولی کلا پنس چیز خوبیه...
سطح ۳:
قیچی: پارچه و نخ را با آن می بریم.انواع:پارچه،کاغذ،نخ
نخ: درزها را می دوزد ،رنگهای مختلف دارد.
سوزن: یه چشم داره که نخ از توش رد میشه،انواع مختلف داره و نخ رو از تو پارچه رد می کنه.
واسه امروز کافیه اگر مفهوم نیست بگین عکسهاشو بذارم.
+
تاريخ سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 20:37 توسط خیاط باشی
|